ایجاد یک لیست کامل از تمام افعالی که به حرف اضافه خاصی نیاز دارند دشوار است. هنگام خواندن و گوش دادن به متون به زبان نروژی، ایده خوبی است که همیشه افعال را همراه با حروف اضافه یادداشت کنید. در اینجا لیستی از افعال و حروف اضافه رایج آمده است:
بر
| اعتماد | من همیشه می توانم روی بهترین دوستم حساب کنم. |
| سلام کردن | دیروز به همسرش سلام کردم. |
| فکر کن | به چی فکر میکنی؟ |
| صبر کن | الان 10 دقیقه است که منتظرش هستیم. |
| برای اشتراک در | من مشترک چندین سرویس استریم هستم. |
| قدردانی | از شوهرش قدردانی می کند. |
| ادامه بده | خیلی از بچه ها فوتبال بازی می کنند. |
| جستجو کنید | او برای سمت مشاور درخواست داده است. |
| به | من حرف های او را باور نمی کنم. |
| تعجب | آنها در تعجب هستند که در آخر هفته چه کنند. |
| برای تکیه کردن | آیا در نروژ خیلی سرد است؟ به این بستگی دارد که شما کجا زندگی می کنید. |
| برای شکایت کردن | شما نباید از آب و هوا شکایت کنید. لباس گرمتر بپوش! |
| خواستن | من یک بستنی دیگر می خواهم. |
| برای گوش دادن | ما همیشه هنگام پختن شام به پادکست نروژی گوش می دهیم. |
| برای مراقبت از | شما باید مراقب باشید که به خودتان آسیب نرسانید. |
| عصبانی شدن در | او با من عصبانی بود زیرا من او را ساعت 6 صبح بیدار کرده بودم. |
| برای روشن کردن | شما باید چراغ را روشن کنید. تاریک است. |
| پاسخ دادن | من نتوانستم به همه سؤالات او پاسخ دهم. |
| به امید | امیدواریم آخر هفته هوای خوبی داشته باشیم. |
| برای تمرین | برای تسلط بر صفت ها باید زیاد تمرین کنید. |
| برای ایستادن | اگرچه این کار چالش برانگیز بود، اما او انگیزه زیادی داشت و پشتکار داشت. |
| نشستن روی (با) | من به زودی رانندگی خواهم کرد. آیا می خواهید سوار شوید؟ امروز مجبور نیستی منو ببری من می روم با یک همکار. |
| خوب بودن | او در برقراری ارتباط بسیار خوب است. |
| برای مراقبت از | همه ما وظیفه داریم مراقب محیط زیست باشیم. |
| برای افزایش وزن | اگر نمی خواهید چاق شوید، مجبور نیستید آنقدر آب نبات بخورید. |
| برای آرایش کردن | با هم یه چیزی بریم؟ |
| متاسف بودن برای | سخت است برای کسی که ثروتمند است متاسف شوید. |
| ضربه زدن | آژانس حمایت از مصرف کننده نروژ با تبلیغات اعتباری غیرقانونی برخورد می کند. |
که در
| درست در بودن | او باید همیشه در بحث ها حق داشته باشد. |
| عشق ورزیدن | بچه های من عاشق پیاده روی طولانی هستند. |
| خوب بودن | او در نروژی خوب بود. |
| برای موافقت با | موافقم که بچه ها باید وقت آزاد بیشتری داشته باشند. |
| علاقه مند شدن به | وقتی بچه بودم علاقه زیادی به دایناسورها داشتم. |
| خوب بودن | او در ریاضیات خوب است. |
| در ایستادن | شما فقط باید به آن پایبند باشید و به مبارزه ادامه دهید. |
| برای یافتن خود در | من خودم را تنبل نمی بینم فقط به این دلیل که هر روز 10 کیلومتر نمی دوم. |
به
| به انتظار | من مشتاقانه منتظر کریسمس هستم. |
| برای استطاعت | ما توان خرید ماشین جدید را نداریم. |
| برای تسهیل | معلم باید امکان یادگیری هرچه بیشتر دانش آموزان را فراهم کند. |
| دانستن | شما باید حقوق خود را به عنوان یک کارمند بدانید. |
| تعهد داشتن به | کودکان تا سن 16 سالگی موظف به حضور در مدرسه هستند. |
| آشنا بودن با | سازنده اعتراف می کند که از مشکلات محصول آگاه بوده است. |
| استفاده از چیزی به | در نروژ از انرژی آبی برای تولید برق استفاده می شود. |
| خوب بودن | او در رقصیدن بسیار خوب است. |
| خوب بودن | او در نوشتن بسیار خوب است. |
| عاشق بودن | وقتی کوچیک بودم تو کلاس عاشق دختری بودم. |
| ترسیدن | من همیشه از امتحان می ترسم |
| برای اضافه کردن | این را هم اضافه کنم که من هم در همکاری خوب هستم. |
| خواستن | بچه ها می خواستند به شهربازی بروند. |
| مورد استفاده قرار گیرد | قبل از نقل مکان به نروژ به برف عادت نداشتیم. |
| برای داشتن فرصت | متأسفانه نمی توانم در جشن آخر هفته شرکت کنم. |
| شدن | به نظر شما جهان چگونه به وجود آمد؟ |
| شدن | خودت باش و تظاهر نکن |
| تعلق داشتن به | عمیق ترین آرزوی انسان در مورد تعلق است. |
| برای صحبت کردن | آنها آنقدر سر و صدا بودند که معلم مجبور شد با آنها صحبت کند. |
با
| توجه کن به) | شما باید کلاس را دنبال کنید! مادر او همیشه اخبار کشور خود را دنبال می کند. |
| کمک با | آیا می توانید در انجام تکالیف به من کمک کنید؟ |
| همراه | زمانی که به شمال نروژ سفر می کنید، باید لباس گرم به همراه داشته باشید. |
| پیوستن | آیا می خواهید به کنسرت امشب بپیوندید؟ |
| کار با | چه مدت در بخش فروش کار کرده اید؟ |
| رانندگی کنید | او در اوقات فراغت خود به هنرهای رزمی می پردازد. |
| برای موافقت با | او با همسرش موافق نبود. |
| راضی بودن | خانواده از خانه جدید بسیار خوشحال بودند. |
| تبریک می گویم | شغل جدید را تبریک می گویم! |
| برای سفر با | با هواپیما به ترومسو سفر خواهیم کرد. |
| برای گوش دادن | آیا می توانید با رئیس بررسی کنید که آیا می توانید یک روز مرخصی بگیرید؟ |
| برای همدلی | غیرممکن است که نسبت به او احساسی نداشته باشیم. بیچاره! |
| توقع داشتن | من از تو انتظار دارم |
برای
| استفاده برای | نروژ به مهندسان بیشتری نیاز دارد. |
| برای تصمیم گیری | تصمیم گرفتیم برای تعطیلات به یونان برویم. |
| از ترسیدن | وقتی بچه بودم از تاریکی می ترسیدم. |
| برای داشتن نیاز | این شرکت به کارکنان بیشتری نیاز دارد. |
| برای خوشحال شدن | من خیلی خوشحالم که دوستان فوق العاده زیادی دارم. |
| در معرض بودن | او در 10 سالگی در معرض تصادف قرار گرفت. |
| پای چیزی ایستادن | چپ مخفف یک حالت قوی و فعال است. |
از
| نگران بودن | بیشتر و بیشتر مردم نگران محیط زیست هستند. |
| معتاد شدن | در دوران تحصیل به پدر و مادرش وابسته بود. |
| برای استراحت | امروز همه کارهای خانه را انجام می دهم تا فردا راحت باشم. |
| برای خاموش کردن | به یاد داشته باشید که قبل از رفتن به رختخواب، چراغ های تمام اتاق ها را خاموش کنید. |
| خسته شدن | من از خوردن هر روز پیتزا خسته شده ام، بنابراین امشب دارم تاکو درست می کنم. |
| برای خلاص شدن از | او کجا رفت؟ |
| برای خارج کردن | نمی دانست کجا برود. |
| برای مراقبت از | لازم نیست به شام فکر کنید. من از آن مراقبت خواهم کرد. |
| استعفا دهد | نخست وزیر پس از این رسوایی استعفا داد. |
در باره
| برای شنیدن در مورد | آیا در مورد نجار که مخفیانه از گوشه ای دور شده بود شنیده اید؟ |
| دور بچرخد | خلاصه داستان این فیلم حول محور مردی است که تنهاست. |
| برای گفتن | معلم به ما گفت که در نروژ لهجه های زیادی وجود دارد. |
| به توافق برسند | توافق کردیم که با هم شنا را شروع کنیم. |
| در مورد چیزی اندیشیدن | نظر شما در مورد نخست وزیر جدید چیست؟ |
| در مورد چیزی اندیشیدن | هنوز برای تجدید نظر دیر نیست. |
که در
| به عهده گرفتن | |
| برای ثبت | صحنه ای از این فیلم روی منبر فیلمبرداری شد. عوامل متعددی برای موفقیت به عنوان یک بازیگر وجود دارد. |
بعد از
| دنبال چیزی گشتن | دیروز در تمام خانه دنبال عینکم می گشتم. |
| تسلیم شدن | کودک تقلا کرد و در نهایت والدین تسلیم شدند. |
AN
| ممکن بودن | باید بتوان در این مورد با آرامش صحبت کرد بدون اینکه به بحثی بزرگ تبدیل شود. |
از جانب
| گفتن | شما باید به من بگویید چه زمانی در حال رانندگی هستید تا من با شما بنشینم. |
| برای رفتن از | او پس از 25 سال زندگی مشترک از همسرش جدا شد. |
در بالا
| شگفت زده شدن | او از اینکه او هرگز به آلمان نرفته بود بسیار شگفت زده شد. |
| آگاه بودن از | آیا می دانید هزینه خرید غذا برای یک خانواده پنج نفره چقدر است؟ |
| برای داشتن یک دید کلی از | داشتن یک مرور کلی از همه موضوعات در این مطالعه دشوار است. |
| نگاه کردن | می توانید مدارکی را که برایتان فرستادم بررسی کنید؟ |
| برای رفتن | امیدوارم سرما زودتر از بین بره |
توسط
| به ضمیمه | به یاد داشته باشید که هنگام ارسال درخواست، تمام مدارک تحصیلی را پیوست کنید. |
خارج
| نگاه کردن + صفت + نگاه کردن | خسته به نظر میرسی، چطوری؟ |
| دادن | ناشر دائماً کتاب های جدیدی را در زمینه زبان منتشر می کند. |
| برای ادامه از | من فرض می کنم که شما عواقب کاری را که انجام داده اید می دانید. |
| فراتر رفتن | عدم تلاش او بر کل تیم تأثیر می گذارد. |
| برای بیرون رفتن | من کاملا متوجه نمی شوم که این بحث در مورد چیست. |
| برای پیدا کردن | شما باید دریابید که چه چیزی برای شما بهتر عمل می کند. |
| انتشار | آیا تصاویری که سمانه این هفته در اینستاگرام منتشر کرد را دیده اید؟ |
| تحمل کردن | نمیفهمم چطوری باهاش کنار اومدی |
در برابر
| مهربان بودن | فرزندان آنها همیشه با حیوانات مهربان هستند. |
| برای دریافت | وقتی توپ رو به سمتت پرت میکنم باید قبول کنی! دولت تدابیری را برای پذیرش پناهندگان اوکراینی پیشنهاد می کند. |
در باره
| دوباره انجام دادن | آیا می توانید این ارائه را به یک ویدیو تبدیل کنید؟ |
پایین
| رفتن به پایین | او پس از شروع هر روز چند کیلو وزن کم کرد. |
| به پایین نگاه کردن | او احساس میکرد که وقتی یک رشته حرفهای را در دبیرستان انتخاب میکرد، به او تحقیر میشد. |
| دراز کشیدن | متاسفانه فروشگاه محلی تعطیل خواهد بود. |
رفته
| دور شدن | او پس از یک بیماری طولانی درگذشت. |
بالا
| خراب کردن | صدای تلویزیون را زیاد کنید. هیچی نمیشنوم |
| رد کردن | آیا می توانید موسیقی را کم کنید؟ در حال نوشتن یک تکلیف هستم. |
| بالا رفتن | بعد از شکستگی پایم و راه رفتنم 10 کیلو اضافه وزن پیدا کردم. |
| نگاه کردن به | او همیشه به پدرش که معلمی ماهر بود نگاه می کرد. |
| برای آرایش کردن | او می خواست جبران کند، بنابراین 100 کرون به او انعام داد. |
| برداشتن | ضبط تماس بدون رضایت برای فروشندگان مجاز نیست. |
| خاتمه دادن | این شرکت چندین کارمند را به دلیل کاهش کار در سازمان اخراج کرد. |
| برای استفاده | من تمام پولی را که در حسابم داشتم در این ماه مصرف کردم. |
| برای خوردن | قبل از تماشای تلویزیون باید غذای خود را بخورید. |
| تسلیم شدن | شما نباید تسلیم شوید. اکنون سخت است، اما احتمالاً در پایان به آن خواهید رسید. |
| بالا رفتن | متأسفانه، مجبور شدیم تغییرات اساسی در برنامه خود ایجاد کنیم تا بازی یک نفره بالا برود. |
| برای بالا رفتن | وقتی به سر کار رسیدم متوجه شدم مدارک را در خانه فراموش کرده ام. |
| به اختراع | الکساندر گراهام بل تلفن را اختراع کرد. |
| برای بزرگ شدن | بسیاری از کودکان در فقر بزرگ می شوند. |
| برپایی | آیا باید جلسه ای ترتیب دهم تا بتوانیم در مورد آن با کل تیم صحبت کنیم؟ من می توانم به شما کمک کنم تا چادر را درست کنید و سپس می توانیم آشپزی کنیم. |
| نگه داشتن | بس کن! بس کن اینجوری نق زدن |
| برای پیگیری | ممکن است ایده خوبی باشد که تماس بگیرید و درخواست کار را پیگیری کنید. |
| برای پایان دادن به | پلاستیکی که به دریا ختم می شود می تواند به حیوانات آسیب برساند. |
| برای ساختن | ایجاد اعتماد می تواند دشوار باشد. |
| برای زندگی کردن | برآورده کردن انتظارات خود و دیگران از خودتان اغلب دشوار است. |
| همدیگر را دیدن | بیمار برای قرار ملاقات حاضر نشد. |
| برای نگاه کردن به بالا | می توانید کلماتی را که متوجه نمی شوید در فرهنگ لغت جستجو کنید. |
| آنجا باش برای | برای او مهم است که در صورت نیاز از آنها دفاع کند. |